typical
معمول، نمونه
دوازده واژه. یادشان بگیرید، با هرکدام جملهای از خودتان بسازید، و بروید جلو.
12 مورد مانده · هر کدام را که بدون فکر کردن به کار میبرید علامت بزنید
typical
معمول، نمونه
minimum
حداقل
scarce
کمیاب
annual
سالانه
persuade
متقاعد کردن
essential
ضروری
blend
مخلوط کردن
visible
قابل دیدن
expensive
گران
talent
استعداد
devise
ابداع کردن
wholesale
عمده