رَسْميّ
در عربی یعنی «دولتی، حکومتی» و نه فقط «تشریفاتی»
الجَريدة الرَّسْميّة = روزنامهٔ رسمی دولت
واژههای عربی که در فارسی هستند، با معنایی جابهجا شده. سودمندترین درس اینجا، و خطرناکترینش.
12 مورد مانده · هر کدام را که بدون فکر کردن به کار میبرید علامت بزنید
رَسْميّ
در عربی یعنی «دولتی، حکومتی» و نه فقط «تشریفاتی»
الجَريدة الرَّسْميّة = روزنامهٔ رسمی دولت
عَجيب
در عربی یعنی «شگفتانگیز» به معنای تحسین؛ در فارسی بیشتر «عجیبوغریب»
شَيْءٌ عَجيب = چیزی شگفتآور
مُفيد
همان «مفید» است — این یکی جابهجا نشده
كِتابٌ مُفيد
صاحِب
در عربی «دوست، همراه»؛ در فارسی «مالک»
صاحِبي = دوستم، نه مالکِ من
شَخْصيّة
شخصیت — ولی در عربی «خصوصی» هم معنا میدهد
أُمور شَخْصيّة = امور خصوصی
مَكْتَب
در عربی «دفتر کار»؛ در فارسی «مکتب» معنای دیگری گرفته
مَكْتَبي = دفترِ من
جَريدة
روزنامه — در فارسی بهکار نمیرود
قَرَأتُ الجَريدة
سيّارة
ماشین، خودرو — در فارسی «سیاره» یعنی ستاره
سيّارتي جَديدة
حافِلة
اتوبوس
أركَبُ الحافِلة كُلَّ يَوم
هاتِف
تلفن — در فارسی «هاتف» یعنی صدای غیبی
رَقْمُ الهاتِف = شمارهٔ تلفن
دَرَجة
هم «درجه» و هم «پله» و هم «نمره»
دَرَجة الحَرارة · دَرَجة أولى
مُمْتاز
عالی، درجهیک — همان ممتاز
عَمَلٌ مُمْتاز